احوالات سران فتنه
دروغ‌های تازه مردی که راحت دروغ می‌گوید!
 
یکی از دامن‌زدگان به دروغ بزرگ تقلب در انتخابات سال ۸۸ به تخطئه دروغ‌گویی پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله ، سید محمد خاتمی در ملاقاتی که با جمعی از دانشجویان توصیف شده می‌گوید: ما همه مزایای جمهوری اعم از آزادی، آزادی بیان و تجمعات و تعیین کننده بودن رأی و حق حاکمیت بر سرنوشت را می‌خواهیم و علاوه بر آن اخلاق و عدالت را که روح اسلام است می‌خواهیم. ما این جمهوری اسلامی را می‌خواهیم. جمهوری که هم مردم آزاد باشند و هم اخلاق بر آن حاکم باشد نه آنکه بداخلاقانه‌ترین رفتارها و گفتارها به نام گفتمان انقلابی و اسلامی بر جامعه تحمیل شود. 

چقدر دروغ گفته می‌شود؟ و دروغ‌گویان مصونیت دارند. وی با اشاره به دوره استالین که می‌گفتند دروغ را باید چنان بزرگ گفت که قابل باور باشد یادآوری کرد: دروغ را ممکن است در وهله اول باور کنند اما دروغ خیلی زود معلوم و برملا می‌شود و اعتماد افراد جامعه آسیب می‌بینند. 

رئیس بنیاد باران گفت: بد است که در یک جامعه اسلامی بداخلاقی حاکم باشد به ویژه اگر کم‌کم بداخلاقی نهادینه شود. 

رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون همچنین ادعا کرد: کسانی گرایش خاص و سلیقه‌های خود را به عنوان نظام مطرح و سعی می‌کنند همه را دفع کنند جفا می‌کنند. این ما هستیم که مدافع نظام هستیم؛ ما مدافع ارزش‌های نظام و مدافع حرکت در چارچوب قانون اساسی هستیم و باید با آن طرف هم گفت‌وگو کنیم و به این نتیجه برسیم که امنیت کشور را با ایجاد فضای امنیتی نمی‌توان تأمین کرد. 

خاتمی همچنین شعار اعتدال روحانی را یک روش ذیل گفتمان اصلاحات معرفی کرد. 

او درباره تاریخچه گفتمان اصلاحات می‌گوید: همین گفتمان اصلاحات است که مشروطیت را پیروز کرد اما به علل گوناگون دیکتاتوری رضاخان از آن بیرون آمد. بعد از شهریور ۲۰ همین گفتمان بود که به صورت ملی شدن صنعت نفت یک حکومت مردمی را ایجاد کرد که باز به خاطر اشتباهات خودمان و توطئه خارجی، با کودتای ۲۸ مرداد ملت ما با مشکل مواجه شد اما مردم عقب ننشستند و انقلاب اسلامی شد. روح انقلاب اسلامی، اصلاح‌خواهی و اصلاح‌طلبی است و مگر انقلاب اسلامی با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز نشد و مگر مردم به جمهوری اسلامی رأی ندادند؟ 

وقاحت تخطئه روش‌های استالینی در دروغ‌گویی‌های بزرگ در حالی است که افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی با سرکردگی کسانی چون خاتمی دروغ بزرگ تقلب را در انتخابات سال ۸۸- به کمک رسانه‌های انگلیسی و آمریکایی- رواج دادند و سپس براساس همین دروغ به تهییج عمومی برای آشوبگری خیابانی پرداختند. اما هنگامی که پروژه مشترک افراطیون و بیگانگان به هزیمت فضاحت‌آلود انجامید خاتمی چندین بار در جلسات خصوصی اصلاح‌طلبان ضمن سرزنش موسوی و کروبی تصریح کرد «من از اول هم قائل به تقلب نبودم». 

همین حرف را کسانی چون تاج‌زاده نیز تکرار کردند مبنی بر اینکه ۱۱ میلیون رأي تقلب امکان ندارد. با این وجود خاتمی صداقت و شجاعت نداشته که همین سخن را در میان افکار عمومی اعلام کند چه اینکه می‌داند چنین اعترافی به مثابه امضای اتهام خیانت سران فتنه به ملت و نظام جمهوری اسلامی است و پذیرفتن مسئولیت خون‌های ریخته شده است. 

به اعتبار همین خیانت شبکه فتنه‌گران بود که اوباش آشوبگر در خیابان علیه جمهوی اسلامی و ولایت فقیه و دیگر ارکان قانون اساسی فحاشی کردند و گفتند انتخابات بهانه بوده و «اصل نظام نشانه است». بنابراین لاف خاتمی مبنی بر اینکه «ما مدافع نظام و ارزشهای آن و قانون اساسی هستیم»، فراموشکار تصور کردن مردم است که پس از مشاهده حرمت‌شکنی بی‌سابقه عاشورای ۸۸، حماسه بی‌نظیر نهم دی ماه را خلق کردند و ضمن آن با صدای بلند شعار دادند «لعن علی عدوک یا حسین- خاتمی و کروبی و میرحسین». 

اما درباره فراز آخر سخنان خاتمی باید یادآور شد شکست نهضت مشروطیت حاصل همکاری شبه روشنفکران خائن داخلی با رژیم انگلیس در پوشش شعار جمهوری خواهی بود و از دل آن رضاخان مستبد روی کار آمد اما خاتمی به عمد نامی از انگلیس نمی‌برد؛ همچنان که وی در اشاره به کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ باز هم نامی از عوامل اصلی آن (آمریکا و انگلیس) نمی‌برد. بدین‌ترتیب خاتمی با سوابق خیانت به نظام و مردم باید توضیح دهد چرا عاملان کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مکرراً و با صراحت از مدعیان اصلاح‌طلبی نام برده و حمایت کردند و این چه اصلاحاتی است که مورد ترجیح و حمایت آمریکا و انگلیس است.
*کیهان
+ نوشته شـــده در شنبه 1393/09/29ساعــت12:33 تــوسط انصار |
بیاد شهدای اطلاعات و عملیات لشکر 7 ولی عصر صلوات

نجوای عاشقانه

10 (11)

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله دزفول، سایت فرهنگی رایحه یکی از سایتهای اینترنتی است که توسط دو تن از فرزندان فعال دزفول که هم از رزمندگان و هم از جانبازان دزفول می باشند راه اندازی گردیده است .سایتی که هدفش ضبط و انتشار خاطرات دوران دفاع مقدس و تلاش رزمندگان دزفول است.برادران ناصر آیرمی و غلامحسین سخاوت از نیروهای قدیمی سپاه دزفول بوده که بعد از بازنشستگی به ثبت و انتشار خاطرات دفاع مقدس پرداخته اند.این سایت یکی از منابع خوب جهت معرفی تلاشهای رزمندگان و مردم دزفول در دوران انقلاب و دفاع مقدس است. ضمن تقدیر از این دو برادر بزرگوار و سفارش به خوانندگان محترم جهت بازدید از این سایت(rayehe5.ir) ،متن زیر از این پایگاه فرهنگی منتشر شده است:

می دانستم و در قلب خود مطمئن بودم که این آخرین باری است او را می بینم و به زودی او را از دست خواهم داد. چهره ی معصومش از همیشه نورانی تر و جذاب تر شده بود و بوی اجداد طاهرینش به مشامم می رسید. وقتی او را برای آخرین بار در آغوش خود می فشردم اطمینانم تبدیل به یقین شد. او دیگر آسمانی شده است و دست و پا زدن من برای ماندن او بی حاصل می نمود. از دست دادن او برایم قابل تحمل نبود و او در اعماق قلبم جایی بی بدیل داشت.

بیاد می آوردم قبل از عملیات والفجر10 بود و هوا هم بسیار سرد، برف و یخ همه جا را پوشانده و سردی آن به استخوان می زد. آنقدر سرمای هوا شدید بود که بدن ما تاب و توان آن را نداشت. سرمای زیر صفر درجه برای ما که بچه ی گرما و گرمسیر بودیم بسیار، مشقت بار بود. در کردستان و در روستای دیزلی اتاق کوچکی را برای بچه های اطلاعات و عملیات لشکر هفت ولی عصر(عج) کرایه کرده بودیم و بعد از انجام کارهای فشرده اطلاعاتی در این اتاق دور هم جمع می شدیم و اطلاعات جمع آوری شده از تحرکات عراقی ها را با هم مرور می کردیم و سرمای بی رحم را با شور و نشاط همدیگر به فراموشی می سپردیم. آن موقع حقیر فرمانده ی گروهان اطلاعاتی و او فرمانده ی دسته بود.

اما سید مصطفی در بین این بچه ها چیز دیگری بود. شوخ طبعی، مهربانی و آرامش از خصوصیات بارز او بود. نور معنویت از چهره اش می بارید و خلق و خوی زیبای او همه را مجذوب خود کرده بود. سید از رزمندگان بسیار زبده ی اطلاعات و از تخریب چی های بنام در لشکر هفت ولی عصر(عج) بود. یک شب برف سنگینی باریده و هوا بسیار سرد بود. نمی دانم چه شد که نیمه های شب چشمانم باز شد و صدای زمزمه ای گوشم را نوازش می داد. از فرط سرما نمی توانستم سرم از زیر پتو بیرون بکشم ولی نجوای زیبای او مرا شیفته می کرد. به آرامی پتو را کنار زدم تا ببینم صاحب این نجواهای عاشقانه، کیست؟ باز هم او بود سید مصطفی حبیب پور، سید محبوب خودمان. در آن سرما تمام قامت ایستاده و در آن تنگی جا آرام و متین، خالصانه نماز شب می خواند.

به خودم می آیم هنوز سید مصطفی در آغوشم است. قرار بود آن شب گردان مالک اشتر را با آن هوش و زکاوت اطلاعاتی که داشت و در آن تاریکی شب به یکی از حساس ترین و صعب العبورترین ارتفاعات کردستان برساند. بلندی هایی که هم برای ما و هم برای عراقی ها بسیار اهمیت داشته و تا آن موقع در اشغال متجاوزان بعثی بود. کاری بس دشوار و خطیر که از عهده ی او بر می آمد. به او گفتم: سید، مواظب خودت باش. بگذار از وجودت بیشتر بهره ببریم. قصد دارم بعد از این عملیات به عنوان جانشین گروهان با هم باشیم. پس بیا و کمک ما باش. خودت می دانی مسئولیت مراسم تعزیه ی باشکوه  محله ی سیاهپوشان را هم در ماه محرم به عهده داری و آنها هم به وجود تو احتیاج دارند پس سالم برگرد. سرش را بلند کرد و لبخندی زد و گفت: ای بابا، بچه ها هستند و می توانند این کار را انجام دهند. امثال غلامعباس حاجیوند و محمد عنایت و…  صورتش را بوسیدم و او هم آرام و باوقار گردان را به جلو حرکت داد و در تاریکی شب ناپدید گردید.

53097703171108576544

نفر دوم از سمت چپ شهید سید مصطفی حبیب پور

صبح زود برای سرکشی و اوضاع جبهه به طرف خط مقدم به راه افتادم. نمی دانم چرا دلم شور می زد و از همیشه بی تاب تر بودم. از سید خبری نداشتم و دائم به دنبال او می گشتم و سراغش را از همه می گرفتم. ناگهان بر جای خود میخکوب شدم. از دور چشمم به پیکری افتاد که آرام و مظلوم بر روی صخره های سرد و یخ زده ی کوهستان آرمیده بود. یک لباس کردی به رنگ خاکستری روشنی نیز به تن داشت. خدایا، آیا او سید عزیز ماست؟ ای کاش او نباشد. نزدیک تر شدم. چهره ی زیبا و نورانی و محاسن روشن او مرا مطمئن کرد که سید مصطفی است که به آرزویش رسیده است. بر بالینش نشستم. او نیمه های شب وقتی گردان مالک اشتر را به ارتفاع مورد نظر رسانده بود و هنگام  یورش به دشمن، جزء اولین رزمندگانی بود که  گلوله های خصم دون قلب مهربان او را نشانه رفته بود.

با هزاران آه و حسرت به او می نگریستم. خدایا چه می توانستم بکنم و چه از دستم بر می آمد؟ فقط سرش را بر سینه چسباندم و پیشانیش را غرق در بوسه کردم و به حال دل پریشان خودم گریستم.

راوی: حاج محمدحسن فضیلت پناه

نگارنده: ناصر آیرمی

+ نوشته شـــده در شنبه 1393/09/29ساعــت8:37 تــوسط انصار |
بیاد شهدای حملات موشکی دزفول صلوات
یادواره شهدای موشکی مسجد امام حسین (ع) 

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله دزفول،  مراسم یادواره شهدای موشکی مسجد امام حسین (ع) جنوبی، جمعه شب در این مسجد و با حضور خانواده معزز شهدا و ایثارگران و جمعی از مسئولین و مردم شهید پرور دزفول برگزار گردید.

در این آیین نورانی حضرت حجه الاسلام همت پور در سخنانی کوتاه به بیان جایگاه و منزلت شهدای موشکی پرداختند. همچنین در قسمتی دیگر از سخنانشان افزودند: از جمله دلایل نامگذاری دزفول به پایتخت مقاومت این است که مردم دزفول انس و ارتباط تنگاتنگی با سید الشهداء داشتند و از دلایل پیروزی ما در این جنگ این بود که مردم با اینکه می دانستند شهر در امان نیست ولی شهر را خالی نکردند و این همان نشانه مقام والی شهادت است.

در بخشی دیگر از این مراسم جناب آقای نادیان که در زمان حمله موشک در مسجد بودند به بیان خاطراتی از آن زمان پرداختند. همچنین پخش کلیپ و مداحی از دیگر بخش های این آیین بود.

گفتنی است در تاریخ ۲۸ آذر سال ۶۱ دزفول مورد حملات شدید هوایی و موشکی بعثیان عراقی قرار گرفت که در یکی از این حملات وحشیانه، با اصابت یک موشک ۱۲ متری به مخدوده مسجد امام حسین (ع) جنوبی در زمان اقامه نماز مغرب، منجر به شهادت ۱۵ تن از اهالی محل و مجروحیت حمعی از همسایگان شد.  

*دزمهراب

+ نوشته شـــده در شنبه 1393/09/29ساعــت7:56 تــوسط انصار |
شبکه‌های اجتماعی، دلیل ۶۸ درصد از طلاق‌ها
ما آمده ایم تا افکار مردم را تسخیر کنیم!
 
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله ، همایش «نقش ما در تحول فضای مجازی» امروز با همت مجمع زنان انقلاب اسلامی در مجتمع فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد.

در این همایش روح الله مؤمن نسب این کارشناس فضای مجازی با اشاره به آسیب‌های شبکه‌ةای اجتماعی و وابستگی آن به رژیم اشغالگر صهیونیستی گفت: دلیل ماندگاری جهل، وهم است و شبکه‌های اجتماعی وهم را در بین مردم گسترش می‌دهد.

وی ادامه داد: آمریکایی‌ها با وهم می‌خواهند ما را از هم جدا کنند و هم اکنون شاهد هستیم اعضای خانواده در کنار هم نشسته اند اما هیچکدام حواسشان به دیگری نیست و همه با موبایل‌های خود سرگرم هستند.

این کارشناس فضای مجازی تصریح کرد: هویت در شبکه‌های اجتماعی گم شده است و هر فردی به راحتی خود را به عنوان فرد دیگری معرفی می‌کند این شاید در جامعه آمریکایی مهم نباشد اما برای ما که یک فرهنگ غنی و اصیل داریم به عنوان یک چالش جدی است.

مؤمن نسب خاطرنشان کرد: خود شبکه‌های اجتماعی می‌گویند ما آمده ام تا افکار مردم را تسخیر کنیم و پس از آن باعث تغییر رفتار افراد شویم، بعد از آنکه قدرت تفکر از افراد گرفته شود رفتار آنها نیز تغییر خواهد کرد، متأسفانه امروزه اگر اعضای خانواده‌ ساعت‌ها صدای یکدیگر را نشوند احساس کمبود نمی‌کنند اما اگر تنها یک ساعت شارژ گوشی همراه آنها تمام شود گویی از دنیا عقب مانده‌اند.

وی افزود: نظام رسانه‌ای غرب می‌گوید مهم این نیست که یک حرف را چند نفر می‌زنند بلکه مهم این است که یک حرف را چند نفر می‌شنوند، مگر ممکن است اسرائیلی که کودکان را در قنداق سلاخی می‌کند ابزاری در اختیار ما قرار دهد که با آن بتوانیم اسلام را گسترش دهیم.

این کارشناس فضای مجازی گفت: اینکه گفته می‌شود دنیا بدون مرز شده است یک دروغ است باید دقت کنیم که امروزه شبکه‌های اجتماعی با عنوان سرویس به مردم ارائه می‌شود و معنی لغوی سرویس در لغت نامه فارسی نوکری است، آیا این قابل قبول است که اوباما و آمریکا و اسرائیل با ارائه این به اصطلاح سرویس‌ها می‌خواهند نوکری ما را بکنند؟

مؤمن نسب اظهار داشت: یکی از فعالان در عرصه فضای مجازی خدمت آیت الله بهجت رسید و خدمت ایشان عرض کرد، من در فضای مجازی و اینترنت فعالیت می‌کنم، ایشان به آن فرد هشدار داند و گفتند: «مراقب باشید در یک ظرف نجس غذا می‌خورید».

وی افزود: شورای عالی فضای مجازی تشکیل شد تا این ظرف نجس را پاک کند و شبکه ملی اطلاعات را راه اندازی کند تا اینترنت سالم، سریع و ارزان در خدمت مردم قرار گیرد اما هم اکنون دقت کنیم که اینترنت و استفاده از آن هم اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟ از طریق بازدیدها و جست و جوهای ما چه منابع مالی برای غرب و شرکت‌های تولید کننده این نرم افزارها تولید می‌شود؟

مؤمن نسب اظهار داشت: در یک پژوهش مشخص شد که ۶۸ درصد از طلاق‌ها به دلیل ارتباطی رخ داده است که یکی از زوجین با یک جنس مخالف در این شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کرده است و این یعنی اگر این شبکه‌های اجتماعی نبودند ۷۰ درصد از طلاق‌ها کاهش پیدا می‌کرد.

وی افزود: متأسفانه برخی از بازی‌ها و CD های بازی که با قیمت‌های بسیار نازل در اختیار کودکان ما قرار می‌گیرد خرید و فروش آنها در آمریکا جرم است، ما هم اکنون ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر کاربر اینترنت داریم که سن این افراد زیر ۱۸ سال هستند و این افراد در معرض خطرات و آسیب‌های اجتماعی زیادی قرار دارند.

این کارشناس فضای مجازی گفت: غرب با راه اندازی این شبکه‌های اجتماعی از سیاست قورباغه پخته استفاده کرده است به این معنی که آنها معتقدند اگر یک قورباغه را در یک ظرف آب جوش بیندازید فرار می‌کند و می‌رود اما اگر آن را داخل یک ظرف آب سرد بگذارید شنا می‌کند و اگر در زیر ظرف شعله کوچکی روشن شود آب به مرور گرم و قورباغه به مرور عصب‌های خود را از دست می‌دهد و پخته می‌شود، امروز در استفاده کردن از شبکه‌های اجتماعی نیز این سیاست را در پیش گرفته اند.

مؤمن نسب گفت: حتی اگر یک گوسفند را بخواهند وارد کشور کنند آن را قرنطینه و آزمایش می‌کنند که بیماری خاصی را وارد کشور نکند اما گوشی‌های تلفن همراه کیلویی وارد کشور می‌شود و متأسفانه در این موارد هیچ برنامه ریزی صورت نگرفته است.

وی ادامه داد: پیوست فرهنگی از سوی مسئولان جدی گرفته نشده است و همه آن را به گردن دیگری می‌اندازند و نکته جالب اینجاست که اوباما می‌گوید من به دخترانم اجازه نمی‌دهم عضو فیس بوک شوند و در پیامی برای دانش آموزان نیز گفته است: جوانان به دنبال آینده خود باشید و همه رفتارهای شما کنترل می‌شود.

این کارشناس فضای مجازی ادامه داد: امروزه همسران، زنان و مردان برای گوشی‌های خود رمز می‌گذارند و این سوء ظن و تردید را در بین اعضای خانواده ایجاد می‌کند و تردیدها مقدمه‌ای برای آشفتگی خانواده‌ها، دوری اعضای خانواده از هم و طلاق می‌شود به عبارت دیگر شبکه‌های اجتماعی افراد را از دوستان و آشنایان و به عبارتی خودی‌ها دور و به غریبه‌ها نزدیک می‌کند.

مؤمن نسب ادامه داد: بسیاری از بازی‌های رایانه‌ای در ۱۷ یا ۱۸ قسمت نحوه انجام جرائم را به کودکان آموزش می‌دهند و خانواده‌ها باید خطر این بازی‌ها را جدی بگیرند و آنها را در اختیار کودکان قرار ندهند.

در ادامه این همایش حجت الاسلام کهوند گفت: نکته مهم در استفاده از فضای مجازی این است که آن را به صورت منظومه‌ای نگاه کنیم امروز با نصب یک برنامه در گوشی‌های تلفن همراه امکان دسترسی به ۶۰۰ کانال ماهواره ای وجود دارد که حدود ۱۸۰ کانال آن دوزبانه و یا زیرنویس فارسی دارد.

وی ادامه داد: باید دقت کرد که خروجی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی برای ما چه بوده است؟ اینترنت آمده بود که در خدمت علم، اقتصاد و فناوری باشد اما هم اکنون چند درصد استفاده از اینترنت در این فضا انجام می‌شود؟

حجت الاسلام کهوند ادامه داد: ما در یک شوره زار صهیونیستی با عنوان شبکه‌های اجتماعی وارد شده‌ایم، عده‌ای آن را چاقو یا تیغ دو لبه می‌دانند و می‌گویند مهم این است از این ابزار چگونه استفاده شود اما دقت نمی‌کنند که دسته این چاقو در دست چه کسی است؟

وی ادامه داد: کارشناسان و پژوهشگران کشورهای غربی گفته اند اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی از اعتیاد به مواد افیونی بیشتر است و در اینصورت تصور کنید که آیا ممکن است آنها برای خدمت به ما این ابزارها را به رایگان در اختیار ما گذاشته باشند.

کهوند اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرموده اند که اهمیت فضای مجاری مانند اهمیت انقلاب اسلامی است پس باید آن را جدی گرفت.

همچنین نیلچی زاده کارشناس امور خانواده نیز با بیان اینکه متأسفانه ما و مسئولان در مورد فضای مجازی و آسیب‌های آن ترس جدی نداریم گفت: ندانستن و نگفتن در مورد بسیاری از ترس‌ها به مراتب ضررهای زیادتری را به دنبال خواهد داشت.

وی اظهار داشت: فضای مجازی روح و عاطفه افراد را زخمی می‌کند و سپس تیر خلاص را به افکار فرد می‌زند.

مؤمن نسب استفاده از شبکه‌های اجتماعی داخلی و کمک به ترویج آنها را راهکاری برای مقابله با خطرات شبکه‌های اجتماعی غربی دانست و گفت: خانواده‌ها هوشیار باشد چه امکاناتی را در اختیار فرزندان خود قرار می دهند و از آنها در چه مسیری استفاده می‌شود.

*فارس
+ نوشته شـــده در جمعه 1393/09/28ساعــت15:21 تــوسط انصار |
خیانت و خوش خدمتی به غرب
تضعیف قدرت مذاکراتی ایران توسط جریان فتنه
در حالی که دولت در میانه دور جدید مذاکرات با گروه ۱+۵ قرار دارد، جریان اصلاح طلب تلاش عجیب و غیرمنتظره ای را برای تضعیف موضع دولت در مذاکرات آغاز کرده است.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، روز چهاشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۳ (۱۷ دسامبر ۲۰۱۴) چند تن از چهره های نزدیک به طیف های تندروی جریان های اصلاحات و فتنه با حضور در نشستی در دانشگاه تهران به طرزی کم سابقه دستاوردهای هسته ای کشور را زیر سوال برده و آنها را بی ارزش خواندند.

در این نشست که ظاهرا از سوی انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران (نزدیک به حزب غیر قانونی مشارکت) برگزار شده افرادی نظیر احمد شیرزاد، صادق زیباکلام و داوود هرمیداس باوند، سخنانی مطرح کرده اند که نظیر آن را صرفا در ادبیات مقام ها و کارشناسان اسراییلی درباره برنامه هسته ای ایران می توان دید.

به عنوان نمونه، احمد شیرزاد در این نشست گفته است: «کشور ما منابع اورانیوم ناچیزی دارد،۲۰هزار مگاوات برقی که مدعی تولید آن هستیم چیزی جز وابستگی مطلق ما به روسیه ندارد. سؤال ما اینست که اگر ما بجای ۱۰هزار سانتریفیوژ،یک عدد داشته باشیم چه فرقی می کند»؟!

صادق زیباکلام هم گفته است: «هیچ نوآوری علمی در رابطه باهسته ای وجودندارد. می گویند انرژی هسته ای ۲۵۰صنعت بوجودمی آورد، یکی ازآنها رابه من بگویند. اشغال سفارت امریکا، همچنان از منافع ملی قربانی می گیرد»!

گذشته از استدلال های کودکانه مطرح شده در این سخنان که نشان دهنده اوج کم سوادی لیدرهای جریان فتنه در ایران است، سوال اصلی این است که انجمن اسلامی دانشگاه تهران که در سیطره جریان های اصلاح طلب خارج از دانشگاه قرار دارد، در حالی که تیم مذاکره کننده هسته ای در ژنو مشغول مذاکره است، چه هدفی از برگزاری این نشست داشته است؟

برخی اطلاعات موجود نزد «ایران هسته ای» حکایت از آن دارد که اصلاح طلبان حتی سازش های انجام شده از سوی دولت حسن روحانی و تیم وی را هم ناکافی می دانند و معتقدند این دولت باید به طور کامل از صنعت هسته ای صرف نظر کند.

پیش از این برخی اعضای این جریان مامور به جمع آوری اطلاعاتی شده بودند که ثابت کند ضرر تداوم برنامه هسته ای در ایران بیش از سود آن است.

در مجلس ششم نیز همین جریان بدل به سخنگوی امریکا و اسراییل در ایران شده و طرحی ۳ فوریتی را برای تصویب پروتکل الحاقی مطرح کرد که حسن روحانی خود جزو برجسته ترین مخالفان آن بود.

پرسش مهمی که اکنون دولت بویژه وزارت خارجه باید به آن پاسخ بدهد این است که چه عقیده ای درباره این نشست و اظهارات مطرح شده در آن دارد و آیا این اقدام را یک گام بزرگ در جهت تضعیف موضع مذاکراتی ایران ارزیابی می کند یا خیر؟

این امر بویژه از این حیث اهمیت دارد که دولت تاکنون کوچکترین انتقاد از ناحیه اصولگرایان را با توهین آمیز ترین ادبیات ممکن پاسخ داده است.
+ نوشته شـــده در پنجشنبه 1393/09/27ساعــت13:28 تــوسط انصار |
نقدی بر سخنان حجت الاسلام سیدحسن خمینی
آیا هاشمی دشمن را سرذوق نیاورد؟!

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله ، درست است که سابقه ایمان نیز از جمله معیارهای تمایز میان افراد شناخته می‌شود؛ اما نباید فراموش کرد که اثرگذاری این سابقه منوط به «استمرار» آن است. چه این‌که صرف «سابقه ایمان» به تنهایی کفایت نمی‌کند.

وبسایت الف این عبارت‌ها را در نقد اظهارات چندی پیش حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در رفسنجان منتشر کرد و نوشت: در صدر اسلام کم نبودند کسانی که از سوابق درخشانی در همراهی با پیامبر(ص) برخوردار بودند؛ اما پس از مدتی به دلایلی در ادامه مسیر دچار لغزش و گاه خطاهایی جبران‌ناپذیر شدند و همه دستاوردهای گذشته خود را به دست خویش تباه ساختند. همچنین کم نبودند کسانی که اگرچه در دوران پیامبر گرامی اسلام خدمات فراوانی به اسلام و جامعه اسلامی کردند و مورد عنایت آن پیشوای بزرگ قرار داشتند؛ اما پس از رحلت خاتم‌الانبیا(ص) دچار لغزش‌هایی گاه باورنکردنی شدند و با رفتار خود مسیر پیش روی حرکت اسلامی را تغییر دادند. بنابراین «سابقه ایمان» در صورتی معتنابه خواهد بود که از «لواحق» غیر قابل قبول مبرا بماند. 

الف درباره این تعابیر که «برخی از کسانی که تازه از راه رسیده‌اند، با بمباران تبلیغاتی برخی چهره‌های قدیمی را منکوب می‌کنند» و «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی کم کسی نیست» می‌نویسد: در این باره اگر حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی فارغ از علقه‌های شخصی و عاطفی، رویکرد آقای هاشمی رفسنجانی در دوران پس از امام(ره) به ویژه در ماجرای فتنه ۸۸ را با نگاهی منصفانه و بدون پیش‌داوری مورد بررسی قرار دهد، شاید به نتیجه‌ای دیگر دست یابد. 

فراموش نمی‌کنیم که در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی پس از رحلت امام(ره)، به تدریج برخی ارزش‌های جبهه و جنگ و آرمان‌های انقلاب از جمله ساده‌زیستی و رسیدگی به مستضعفان و... کمرنگ شد و توجه بیش از حد به مقوله «سازندگی» به هر قیمت، «عدالت اجتماعی» را به حاشیه راند. 

الف خاطرنشان کرد: اما غم‌انگیزترین بخش از حیات سیاسی آقای هاشمی در دوران فتنه ۸۸ رقم خورد؛ فتنه‌ای که صدای قهقهه دشمنان را به گوش همه رساند و دوستان را در غم فرو رفتن برخی متصدیان دیروز در باتلاق قدرت‌طلبی و خودخواهی نشاند. در آن دوران حساس که امثال میرحسین و کروبی بی‌اعتنا به همه هشدارهای دلسوزان نظام و از جمله رهبر معظم انقلاب، در مسیر قدرت‌طلبی به پیش می‌تاختند و رسیدن به خواست‌های نامشروع خود را ولو با آسیب‌ رساندن به نظام و انقلاب، جایز می‌شمردند، انتظار از «سابقون» در انقلاب این بود که برای دفاع از نظام و رهبری سینه سپر کنند و در برابر باج‌خواهی آنان بایستند. 

در این میان اگرچه بسیاری از اصحاب انقلاب، از «سابقون» و «لاحقون»، و از «قدیم‌الاسلام»ها تا «جدیدالاسلام»ها و «تازه به دوران رسیده»ها با تمام وجود به صحنه حمایت از دین و انقلاب وارد شدند و بی‌اعتنا به همه شانتاژهای رسانه‌ای در برابر فتنه‌انگیزی برخی همراهان دیروز ایستادند؛ اما آقای هاشمی رفسنجانی به رغم همه انتظارها، رفتاری کج‌دار و مریز و بسیار تامل‌برانگیز پیشه کرد. در حالی که می‌توانست نقش بسیار موثری ایفا کند و از آسیب‌‌های فتنه‌گران بکاهد. 

متاسفانه آقای هاشمی که از سابقون در انقلاب به شمار می‌آید و به تعبیر سیدحسن خمینی، «کم کسی نیست»، به جای موضع‌گیری صریح در برابر فتنه و فتنه‌گران، با مواضع دوپهلو و توجیه‌ناپذیر خود، ناخواسته اسباب خوشحالی دشمنان قسم خورده انقلاب را فراهم ساخت و فتنه‌گران را برای تداوم فتنه‌انگیزی‌های خود جری‌تر نمود.
 از جمله در آخرین خطبه نماز جمعه، به گونه‌ای موضع‌گیری کرد که رسانه‌های بیگانه و بدخواهان داخلی نتوانستند خوشحالی خود را پنهان کنند. 

الف ادامه می‌دهد: «هاشمی همچنان از هر فرصتی برای به چالش کشیدن انتخابات استفاده می‌کند»، «او گفت مردم به نظام اعتماد ندارند»... «هاشمی رفسنجانی گفت باید تردیدها در مورد انتخابات رفع شود»... «این اولین بار بود که یک مقام عالی‌رتبه ایران از بحران سخن می‌گفت» و... بخش کوتاهی از ذوق‌زدگی رسانه‌های معاند خارجی‌ پس از خطبه‌های نماز جمعه آقای هاشمی بود؛ نماز جمعه‌ای که برخی هواداران فتنه‌گران و به وجد‌آمدگان از سخنان خطیب جمعه، چنان دور از تعالیم دینی بودند که با «کفش» به نماز ایستادند و دختران و پسرانی با دستبند «سبز» در کنار یکدیگر از سخنان آقای هاشمی به شعف می‌آمدند!

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 1393/09/26ساعــت15:43 تــوسط انصار |
حماسه میلیونی اربعین و کم کاری مسئولان
اهمال دولت در خدمت‌رسانی به زائران اربعین
 
یکی از اتفاقات جالب «مراسم اربعین» امسال بازماندن گروهی از عراقی‌های مقیم قم، مشهد و تهران از بازگشت به کشور خودشان، در میان ازدحام ایرانی‌های مشتاق پیاده‌روی اربعین بود.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، دوستان عراقی می‌گفتند: «ما ۱۱ ماه سال را کار می‌کنیم تا یک‌ماه خرج بدهیم اما امسال از نیمه راه خدمت به اهل‌بیت برگشت خوردیم!» از شلوغی و کمبود امکانات در مرزهای ایران چیزی نمی‌گفتند و هنگام توصیف جمعیت مشتاق ارباب، «ماشاءالله» و «الله‌اکبر» از دهان‌شان نمی‌افتاد. درآمدی که برای خدمت به زائران سیدالشهدا کنار گذاشته بودند حواله کردند برای اقوام مستقر در نجف و کربلا و بغداد تا به قول خودشان «دین عراق را ادا کنند».

ماشاءالله به همت و حمیت عراقی‌جماعت! از صائبی گرفته تا شیعه، سنی و مسیحی دست به دست یکدیگر دادند و همچون ملتی مقتدر و متحد به بهترین شکل ممکن مراسم ۲۰میلیونی اربعین سالار شهیدان را با «همه داشته‌هایشان» برگزار کردند. الحق ملت و دولت جنگزده عراق با هزینه‌کرد میلیون‌ها دلاری، نقض قوانین حاکمیت و مرز و «خرج از کیسه جان» ثابت کردند «عراق» شایسته پایتختی حکومت حضرت صاحب(عج) است. به رسم ادب تشکر می‌کنیم از دولت و ملت غیرتمند عراق... عزت مستدام و امنیت برقرار.

حال بیایید پرونده دولت و ملت خودمان را در باشکوه‌ترین و بزرگ‌ترین اجتماع بشری ورق بزنیم. همدلی و تلاش مردم استان‌های خوزستان، کرمانشاه و ایلام در خدمت‌رسانی به جمعیت میلیونی زائران حسینی حقیقتا بی‌نظیر بود. سپاه، بسیج و نیروهای مرزبانی نیز هر آنچه در توان داشتند به میدان آورده و از «امنیت» زائران تا «اسکان و خوراک و حمل و نقل» را در حد ظرفیت این نهادهای مردمی، پوشش دادند.

با این وجود «دولت» در راهپیمایی‌ای که به فرمان رهبر حکیم انقلاب و مراجع عظام تقلید امسال پرشورتر از هر سال دیگری برگزار شد، حقیقتا «کم‌فروغ» ظاهر شد. گله مردم و مسؤولان استانی از ناهماهنگی و کیفیت خدمات‌دهی به زائران در حدی بود که نماینده حج و زیارت حتی تا ساعات آخر پیش از مراسم اربعین فرق میان «ویزای یک دلاری» و «لغو روادید» و بارحقوقی مترتب بر به کار بردن هر کدام از این عبارات را متوجه نشد!

وزارت امورخارجه نیز به‌رغم چشم‌پوشی دولت عراق از درآمد ۲۰۰ میلیون دلاری صدور روادید، کمک شایانی به شفاف شدن وضعیت مرزها و تعیین تکلیف نهایی نحوه ورود و خروج مردم به عراق نکرد! در مقابل تا روز آخر برای مردمی که هیچ دسترسی به داخل کشور نداشتند و ساکن کربلا بودند، پیغام و پسغام می‌فرستادند که به «کنسولگری» کوچک ایران یا «مرز چذابه» مراجعه کنند! یکی از مدیران، با عصبانیت و ناراحتی می‌گفت شاید وزارت امور خارجه انتظار دارد از کنار مرز مهران با «دود و پتو» به مردم در مسیر بازگشت اطلاع دهیم که به «مرز چذابه» مراجعه کنند!

علاوه بر آن در حوزه مرز به‌رغم پیش‌بینی‌های صورت گرفته حتی براساس ارقام سال گذشته زائران کربلا، جز چند چادر هلال‌احمر، «آب آشامیدنی» نیز برای جمعیت تامین نشده بود! حتی شنیده شده برخی مسؤولان دولتی با انتقاد از سیل جمعیت مردم برای حضور در میعادگاه حسینی، علت این موضوع را «نامعلوم» توصیف کرده بودند.

انتظار می‌رفت دولت پس از فروکش کردن به‌اصطلاح «شوک» حاصل از جمعیت برای مرحله بازگشت زائران پس از ۱۰ روز فرصت، تمهیداتی در حد کشور بزرگ و پرامکانات ۷۵ میلیونی ایران در نظر بگیرد اما ناباورانه شاهد بودیم حتی در حوزه «حمل و نقل» نیز تلاش درخور شأنی صورت نگرفت! این در حالی است که به فرض بازگشت همه زائران در یک ساعت و یک روز نیز بسیج «یک‌دهم درصدی» امکانات سیستم حمل و نقل کشور برای سرویس‌دهی بهینه به ملت کفایت می‌کرد.

با این وجود معاون وزیر راه و شهرسازی که از ارتباطات سطح بالایی با شخص رئیس‌جمهور برخوردار است در گفت‌وگوی خبری ۲۲:۳۰ شبکه دو سیما در پاسخ به «دلسوزی مجری» برای زائران خسته و تشنه که ناچار شده بودند پس از ورود به مرز کیلومترها برای رسیدن به اتوبوس‌های گرانقیمت حاضر در ترمینال پیاده‌روی کنند با خنده‌ای بیجا گفت: «سال دیگر به شما حکم می‌دهیم تا بروید در مرز نظارت کنید!» کشاورزیان همچنین در پاسخ به دغدغه‌مندی صدا و سیما درباره قیمت چندصد هزار تومانی بلیط اتوبوس‌های محدود حاضر در مرز نیز گفت: «ارقام بیش از انتظار ما نبود، چرا که رانندگان باید یک طرف مسیر را خالی از مسافر طی می‌کردند!»

بی‌حمیتی مدیر دولتی نسبت به جمعیت ۱.۵ میلیونی کشور که فرضا «مسافر آنتالیا» هم نبودند در شرایطی صورت می‌گیرد که حتی خودروهای مجهز به ATM به منظور دسترسی مردم به خدمات بانکی نیز در مرز وجود نداشت! یعنی فرضا ثروتمندترین افراد نیز ممکن بود به علت عدم دسترسی به حساب‌های خود در مرز، از پرداخت هزینه ۱۰۰ الی ۳۰۰ هزارتومانی کرایه اتوبوس باز بمانند! با این حال مقامات موثر دولتی به منظور رتق و فتق امور مردم، خود را به مرز و پایانه‌ها نرساندند و همین میزان امکانات ارائه شده نیز حاصل تلاش سپاه و بسیج بود به نحوی که در مصاحبه‌های مردمی پخش شده نیز ملت با کنایه به دولت گفتند: «هر جا دست سپاه باشد عالی است! ما راضی هستیم!»

به نظر می‌رسد به‌رغم نمایش دولت در درگیر نشان دادن خود با منتقدان، حقیقتا عزمی جدی برای «کار و تلاش» در مدیران دیده نمی‌شود، چرا که بهترین راه برای مهار انتقادات بجای مردم، افزودن دولتمردان بر میزان «خدمات‌رسانی» به ملت است که یک نمونه تاریخی آن در «مانور کار» دولت در مراسم اربعین می‌توانست تجلی یافته و ثبت شود. با توجه به حضور مستقیم ۱.۵ میلیون ایرانی در مراسم، حضور وزرا در مرز و خدمت‌رسانی همه‌جانبه به مردم، به دولت این امکان را می‌داد که بر جمعیتی کثیر تاثیر مثبت گذاشته و رضایت آنها را جلب کند. با این حال بیشترین رضایتمندی مردم در عرصه خدمت نصیب سپاه، بسیج و شهرداری تهران شد.

نکته مهم بعدی این است که راهپیمایی اربعین به علت تجمیع ارتش ۲۰ میلیونی مسلمانان در هماوردی قوا با اقلیت محض داعشی، مانور امنیتی فرامنطقه‌ای بسیار مناسبی بود که وزارت امورخارجه و دولت مستقیما سود حاصل از آن را دریافت کردند. به این ترتیب بی‌انگیزگی دولت در حمایت کافی از راهپیمایی بی‌نظیر اربعین به‌رغم مقایسه نابخردانه میان وزیر امورخارجه و فرماندهان شیردل نظامی کشور، حقیقتا عجیب می‌نماید.

دولت ما می‌توانست با تامین اینترنت، خدمات بانکی، حمل و نقل ایمن، خدمات مرزی و اطلاع‌رسانی دقیق، سهم دستگاه‌های اجرایی کشور در این اجتماع فراملی عظیم را ادا کرده و نامی نیک از «دولت یازدهم» در تاریخ بر جای بگذارد اما به دلایلی که برای ملت معلوم نیست، چنین نکرد! به هر حال هر چه بود و نبود گذشت! شایسته است از همین میزان خدمت‌رسانی نیز تشکر کنیم و برای اصلاح اشکالات از هم اکنون برای سال آینده برنامه‌ریزی کنیم!
منبع: وطن امروز
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 1393/09/26ساعــت9:54 تــوسط انصار |
آقازاده فتنه گرو تلاش برای تحریم!
شاهد بودم که حامی موسوی چگونه پیگیر تشدیدتحریم‌هابود
 
همکار سابق مهدی هاشمی در سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت، برخی از پیگیری‌های وی برای اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران را بازگو کرد.
 
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله دزفول، نیک‌آهنگ کوثر کاریکاتوریست نشریات زنجیره‌ای، در داخل و خارج کشور با مهدی هاشمی در ارتباط نزدیک بود به نحوی که در دوره اصلاحات و در زمان مدیریت مهدی هاشمی بر سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت ۹۰ میلیون تومان از وی گرفت تا سایت این سازمان را راه‌اندازی کند. 

کوثر با اشاره به سخنان مدیر مسئول کیهان در دانشگاه تهران که گفته بود؛ سران فتنه به آمریکا پیشنهاد افزایش تحریم‌ها را داده بودند، می‌نویسد: من شخصاً در سال ۱۳۸۹، شاهد تلاش حامی موسوی ]مهدی هاشمی[ برای تشدید تحریم‌ها بوده‌ام.
 
اتفاقاً او را زیر سؤال بردم که چطور می‌تواند با وجود اینکه پدرش رئیس مجلس خبرگان و یکی از پایه‌های نظام است، به دنبال ارتباط با وزارت خزانه‌داری آمریکا برای این کار باشد. درست در همان محدوده زمانی هم یکی از دوستان ایرانی عضو یک اتاق فکر معتبر واشنگتن به من گفت که فرزند رئیس وقت مجلس خبرگان با او تماس گرفته تا عاملی برای انتقال اطلاعات به دولت اوباما علیه احمدی‌نژاد برای اعمال تحریم شود. او هم تعجب کرده بود. 

وی در سایت خودنویس نوشت: با شناخت نسبی از کسانی که به عنوان لابی با این خانواده کار کرده‌اند، می‌توانم مطمئن باشم که با خیلی‌ها تماس گرفته شده است. نمی‌توانم بگویم آیا لابی‌هایی این وسط نقش واقعی هم بازی کرده‌اند یا نه، اما می‌توانم مطمئن باشم که حتماً تلاش بسیار زیادی برای تغییر شرایط به نفع ]...[ و شرکایش انجام شده است. در اواخر مهرماه ۱۳۸۹، چند بار از مهدی هاشمی سؤال کردم که چگونه به دنبال چنین عملی است، به من تأکید کرد که وظایف در خانواده هاشمی تقسیم شده است و اگر پدرش وظیفه‌ای دارد، او وظیفه دیگری دارد و فائزه وظیفه‌ای دیگر. این اولین بار نبود که درباره تقسیم وظایف حرف می‌زد. 

یادآور می‌شود مهدی هاشمی به هنگام فرار از کشور نیز در تماس مداوم با کوثر بود. اما پس از مدتی به دلایل نامعلوم روابط آنها به هم خورد و نیک آهنگ کوثر برخی فایل‌های صوتی مکالمه با مهدی هاشمی را منتشر کرد که ضمن آن مهدی هاشمی از نقش خاص و متفاوت خود در فتنه ۸۸ می‌گوید. *کیهان
+ نوشته شـــده در چهارشنبه 1393/09/26ساعــت7:54 تــوسط انصار |
برخی می‌خواهند فتیله مخالفت با آمریکا را پایین بکشند
حضرت آقا ۲۰سال است با این دیدگاه انحرافی مبارزه می‌کنند
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله به نقل از فارس، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یازدهمین همایش سراسری فرماندهان قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء (ص) که صبح امروز برگزار شد، طی سخنانی اظهار داشت: خیلی‌ها فکر می‌کنند مخالفت با آمریکا، تنها بُعد انقلاب اسلامی است اگرچه این یکی از ابعاد اصلی انقلاب است اما انقلاب اسلامی جنبه‌های دیگری هم دارد و جهاد تنها مختص به جهاد سخت با دشمن نیست بلکه در همه عرصه‌ها ی دیگر نیز موضوعیت پیدا می‌کند.

وی با بیان اینکه در پیشبرد اهداف انقلاب، تنها مخالفت با آمریکا مطرح نیست، گفت: البته این امر (مبارزه با آمریکا) امروز به خوبی پیش می‌رود هرچند برخی می‌خواهند فتیله آن را پایین بکشند.

جعفری با بیان اینکه انقلاب جنبه‌های ارزشی و ایجابی نیز دارد، اظهار داشت: عمل خالص با روحیه جهادی یعنی وقتی کاری درست و حق است، بدون هیچ ملاحظه‌ای جز ملاحظه خدا آن را انجام دهیم که البته این کار سختی است.

فرمانده کل سپاه اظهار داشت: متاسفانه بسیاری از مدیران ما اسیر این ملاحظات هستند و حتی گاهی رئیس یک قوه در حالی که می‌داند یک کاری حق است، اما می‌گوید اگر آن را انجام دهم مردم به من رای نخواهند داد.

جعفری تصریح کرد: حتی نماینده مجلس نیز ملاحظه رای مردم را می‌کند که این یکی از بدبختی‌های نظام است که به جای کار برای خدا، برای مردم کار کنند.

وی تصریح کرد: عده‌ای برداشت متفاوتی از انقلاب دارند مثلا دوم خردادی‌ها شعار توقف انقلاب را سر می‌دادند و می‌گفتند هر روز نمی‌شود انقلاب کرد.

فرمانده کل سپاه افزود: حضرت آقا ۲۰سال است با این دیدگاه انحرافی مبارزه می‌کنند و چفیه روی دوش ایشان نماد مبارزه با این تفکر انحرافی است که اسم اصلاحات روی آن گذاشتند، اما این اصلاحات مقابل انقلاب اسلامی است و خیلی از مسئولین نیز آن را قبول ندارند.

جعفری افزود: یکی از مصداق‌های مجاهدت و تلاش در راه خدا کارهای قرارگاه خاتم است. دوست و دشمن مخالف و موافق و خودی و غیرخودی اقرار دارند که کار قرارگاه از نظر کیفیت، سرعت و حجم خوب و رضایت‌بخش است که این جای تقدیر دارد.

وی ادامه داد:‌ ما باید در عرصه سازندگی و در همه ابعاد الگو باشیم. یکی از نیازهای شدید و بسیار جدی انقلاب اسلامی الگو شدن در کارهاست زیرا همه چشم‌ها امروز به ایران و جمهوری اسلامی دوخته شده است و آرمان‌های انقلاب اسلامی در حال گسترش در دنیاست که مهمترین بعد آن ظلم‌‌ستیزی است.

جعفری ادامه داد: پاسداری درست، کامل، به موقع و غیرمحافظه‌کارانه انتظار مقام معظم رهبری از ماست. سپاه باید از انقلاب اسلامی در حال پیشرفت محافظت کند که این خواست رهبری است و پاسداری به صورت غیرمحافظه‌کارانه باید در کار و مسئولیت هر کدام از ما مصداق پیدا کند.

وی ادامه داد: هر سازمانی که فکر کند در وضع مطلوب قرار دارد و دیگر نمی‌تواند بالاتر برود نقطه سقوط آن است که این را مبانی دینی ما نیز می‌گوید ولی در کتب مدیریت غربی مطرح می‌شود.

فرمانده کل سپاه، گفت:‌ سپاه و قرارگاه هدفشان عمق‌بخشی به نظام و اثبات کارآمدی نظام با کیفیت بالاست و انتظار از انجام هر کاری در سپاه این است که آن کار ارزشی باشد.

جعفری تأکید کرد: ما باید در سپاه الگو باشیم و اینکه بگوییم همه جا همینطور است و چون جامعه اینگونه است ما هم اینطور باشیم پاسداری نمی‌شود. از ویژگی‌های مدیریت جهادی سخت‌‌کوشی، پذیرش ریسک و خطر و داشتن دشمن و یا مخالف است. ترس از مخالفت در مدیریت جهادی مثل ترس از مرگ در مقابله با دشمن خارجی در جنگ است. صرف اینکه ما در سپاه هستیم و لباس سبز سپاه را می‌پوشیم جواب نمی‌دهد و کار و عملمان باید مصداق جهاد فی‌سبیل‌الله باشد.

وی ادامه داد: کشور نیاز اساسی به توسعه ارزش‌های دینی و روابط و کارها دارد و فرق قرارگاه با دیگر شرکت‌ها این است که ارزش‌‌ها را جایگزین ضدارزش‌ها کند.

جعفری در پایان گفت: ۳۵ سال از انقلاب گذشته و فرصتی نداریم و چشم ملت‌های دیگر به الگوسازی سپاه و انقلاب در عرصه‌های مختلف است و انتظار آقا و انقلاب از سپاه در عرصه سازندگی این است که الگو شود و توسعه پیدا کند در جاهای دیگر.
+ نوشته شـــده در سه شنبه 1393/09/25ساعــت15:19 تــوسط انصار |
چرا خوزستان عقب ماند و اصفهان پیشرفت کرد؟
علت توسعه نیافتگی خوزستان
 
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله دزفول، چرا خوزستان عقب ماند و اصفهان پیشرفت کرد؟ به جای اصفهان می‌توان از شیراز، مشهد و تبریز نام برد، هر خوزستانی در خلوت خود و یا در زمان گذر از این استان‌ها ناخودآگاه این سؤال در ذهنش پیش می‌آید و برای توسعه‌نیافتگی خوزستان به فکر و سابقه ذهنی‌اش مراجعه می‌کند تا جوابی قانع کننده به خود بدهد.

هر فرد خوزستانی هنگام طرح این سؤال از خود می‌پرسد مگر در این استان‌ها آفتاب از ناحیه دیگری طلوع می‌کند، یا آب و خاک آن‌ها با آب و خاک ما متفاوت است و ... اما در پایان به این می‌رسد که از نظر اقلیمی نه تنها در یک سطح قرار دارند بلکه در پاره ای از موارد شرایط اقلیمی استان خوزستان بهتر از سایر استان‌هاست.

همان‌طور که روند توسعه‌یافتگی در کشورهای مختلف جهان دارای مراتب گوناگون است، در داخل یک کشور نیز روند توسعه‌یافتگی در بین استان‌ها و مناطق مختلف یکسان نمی‌باشد. توسعه‌یافتگی استان‌های کشور با توجه به فضای ناهمگن منابع و همچنین عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی مناطق ممکن است دارای روندی متناسب نباشد.

در این نوشتار می‌کوشم با توجه به واقعیت‌های کنونی، چند دلیل این توسعه‌نیافتگی معرفی شود؛ معضل اول استان خوزستان، مدیران نالایقی است که برخی پست‌ها را اشغال کرده‌اند، کمبود مدیر توانا، با جرأت و توانمند در این استان به شدت احساس می‌شود. این بدان معنی نیست که در این استان آدم‌های توانمندی وجود ندارد، این استان آدم‌های توانمند بسیاری را در خود جای داده اما فرصت به آدم‌های توانا نمی‌رسد و ناتوانان و بله قربان گویان به مدیران بالاسری، بر صندلی‌ها تکیه می‌زنند.
خوزستانِ دوره روحانی به شدت استان سیاست زده ای است، انتصابات در این استان نه بر اساس توانایی است و قابلیت‌های مدیریتی، بلکه پاشنه انتصابات بر رابطه می‌چرخد تا توانایی. نمونه این انتصابات، انتصاب یک فرد دیپلمه، ۲۵ ساله و بدون سابقه کاری به عنوان معاون شهردار کلان شهر اهواز است. انتصاب دیگر، انتصاب مدیر کلی در این استان است که «خوزستان را در حد خودش نمی‌داند» و مجبور است به دلیل مخالفت نمایندگان با وزیر بر صندلی مدیر کلی اداره کنونی‌اش تکیه بزند و مدیر پروازی باشد چون نمی‌تواند از تهران دل بکند!

دید مدیران کل این استان به دهان مدیران مرکز نشین حتی صدای استاندارشان را نیز درآورده است، استاندار خوزستان می‌گوید: یکی از مشکلات مدیران استانی تعهد بیش از حد به سیاست‌های ابلاغی از مرکز است.
دلیل دوم، قبل از پرداختن به دلیل دوم این را باید گفت : درست است که خوزستان استان جنگ زده ای است و جنگ هشت ساله بسیاری از زیر ساخت‌های این استان را نابود کرده است اما؛ اکنون بیش از دو دهه است که جنگ تمام شده است. دید دولت‌ها، به استان‌ها، دید تبعیض گونه ای است. نمونه آن را در مورد همین دو استان اصفهان و خوزستان می‌تواند برشمرد؛ وضعیت رودخانه کارون، وضعیت مناسبی نیست زاینده رود هم مانند کارون از نفس افتاده است اما، زاینده رود دغدغه رئیس جمهور است و کارون نه.

۲۰ هزار خوزستانی سال گذشته و امسال بعد از بارندگی با تنگی نفس مواجه شده‌اند اما تاکنون نه تنها دلیل تنگی نفس مشخص نشده بلکه حتی یک مسئول نیز برای دلجویی از بیماران به این استان سفر نکرده است. گرما و آلودگی هوا در استان خوزستان (اهواز آلوده‌ترین و جزء ده شهر گرم جهان است)، باعث شده خوزستان نیروهای متخصص خود را به دلیل مهاجرت از دست بدهد و چرخه محرومیت ادامه یابد.

گرمای هوا در کنار مسائل جدی دیگری همچون وقوع پدیده گرد و غبار در سال‌های اخیر و نبود زیرساخت‌های رفاهی باعث شده است خوزستان به تدریج بهترین نیروهای متخصص خود را اعم از کارمند، پزشک، آموزگار و غیره به دلیل نبود انگیزه کافی و شرایط سخت کار در استان از دست بدهد و پیشرفت استان سیری نزولی پیدا کند.

استاندار خوزستان جهت حفظ جمعیت نخبه و فعال و سرمایه گذار در این استان، در صدد دادن امتیازی رفاهی به این استان برآمد و تردد خودروهای پلاک اروند را در این استان مجاز اعلام کرد، نبايد از مسائلي چون نابرابري و گستردگي فقر در استان و نیز فرار و مهاجرت نخبگان از استان به اين راحتي گذشت كرد گرچه در كوتاه مدت اثر رواني مثبت بر شهرها به واسطه زيبايي شهر و توجه به خواسته شهروندان در برخورداري از خودروهاي خارجي را داشته باشد اما اين بار رواني تنها متوجه ۱۰ تا ۱۵ درصد از افراد استان می‌شود. همین یک مورد نیز با مخالفت نعمت زاده وزیر صنعت دولت روحانی و سراج رئیس کل سازمان بازرسی مواجه شد. اما این دو مخالف کاش از واقعیت مطلع بودند که فعالیت داعش و تجزیه طلبان در طول یک و نیم سال اخیر چندین برابر شده و طبق آمار چندین هزار نفر به پيرو فرقه ضاله وهابيت شده‌اند. از سیل مهاجرت از خوزستان نیز بی خبرند. تهدیدات امنیتی در این استان بسیار جدی و خطرناک است.

دلیل سوم عدم توسعه‌نیافتگی، فرهنگ حاکم بر این استان است، تنوع قومیتی نه تنها در یک استان بد نیست بلکه کنار هم بودن اقوام مختلف می‌تواند توطئه شوم دشمنان را خنثی سازد، اما اگر در به‌کارگیری افراد در دستگاه های مختلف جناح بندی سیاسی و قومیت بر توانایی بچربد، وضع به گونه فعلی می‌شود.

گاهاً در بعضی مناطق این استان مناسبات فرهنگی و اجتماعی ویژه ای حاکم است که مانع از پیدایش اندیشه های نوین، ابداعی و خلاقیت‌های انسانی می‌شود. این فرهنگ ویرانگر است، این دیدگاه در زمان انتخابات شورای شهر و مجلس، نمود بیشتری پیدا می‌کند آنجا که افراد بر اساس قومیت رای می‌دهند و نه صلاحیت. ذکر این نکته مهم است که دارا بودن فرهنگ و تمدنی خاص یا برخورداری از یک دست آورد فرهنگی هیچ ارتباطی با نژاد انسانی ندارد. زیرا تفاوت جوامع نه ناشی از سرشت طبیعی انسان‌ها، بلکه تابعی از مناسبات متقابل آن‌ها در شرایط زیستی خاص است.

آنچه امروز بر جوامع حکم می‌راند مناسبات انسان‌ها با یکدیگر در واحد جامعه است، فرهنگ خوزستان ذاتاً سترون نیست، بلکه این تفکرات سنتی و جامعه کم بهره از تولید و کم دانش است که باعث عقب‌ماندگی می‌شود. هر چه جامعه بی‌سوادتر باشد و به جای عقلانیت تعصب و مباحث قومیتی حاکم شود، و از طرفی دسترسی مردم به منابع خواندنی، اطلاعاتی و اندیشیدنی کمتر است معیار داوری به کسانی واگذار می‌شود که توان خواندن، اندیشیدن، بد اندیشیدن، نیاندیشیدن و مغرضانه و منفعت‌جویانه اندیشیدن واگذار می‌شود که این خود سبب عقب‌ماندگی است. *الف،هادی شریفی
+ نوشته شـــده در سه شنبه 1393/09/25ساعــت9:57 تــوسط انصار |
خبر
رمزگشایی از بدگویی وسیع علیه منتقدان دولت
 
روحانی با وجود آن که در مراسم تنفیذ بستن دهان منتقدان را تخطئه کرد، دست کم ۴۵ بار به بدگویی علیه منتقدان پرداخته است.

به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله ،هفته‌نامه ۹ دی با انتشار این خبر نوشت: روحانی ۱۲ مرداد ۹۲ در مراسم تنفیذ خود گفته بود «خدایا به تو پناه می‌برم از استبداد رأی و عجله در تصمیم‌گیری و تقدم نفع شخصی و گروهی به منافع مردم. همچنین به تو پناه می‌برم از بستن دهان منتقدان و رقیبان.» و بعدها نیز گفت «دولت در برابر همه موافقان، حامیان، منتقدان و حتی مخالفان سر تکریم و تعظیم فرود می‌آورد. گرچه گروهی با زبان تکریم با دولت سخن نگویند، اما پاسخ ما به آنها با ادب و احترام و کرامت خواهد بود.» 

۹ دی آنگاه مجموعه‌ای از برخوردهای «گازانبری» دولت و به ویژه شخص رئیس جمهور با منتقدان را منتشر کرد از جمله این ادبیات در مواجهه با منتقدان مبنی بر اینکه؛ «تازه به دوران رسیده‌اند»، «زندگی‌شان در تفرقه است»، «تخریبگرند»، «از شکوفایی اقتصاد خوشحال نیستند»، «دروغ پراکنند»، «ترسو و بزدل هستند»، «عقب مانده‌اند»، «به جهنم که می‌ترسند و می‌لرزند»، «در فساد غوطه‌ورند»، «عصر حجری‌اند»، «بیکار و متوهم هستند»، «با شعر و شعار دنبال انحرافند»، «از لغو تحریم‌ها ناراضی‌اند چون سوء استفاده‌گرند»، «هوچی هستند»، «بی‌شناسنامه‌اند»، «تندرو و افراطی هستند»، «کم سوادند»، «پول می‌گیرند و علیه دولت می‌نویسند»، «تازه انقلابی شده‌اند» و... 

در همین حال وبسایت فردا در تحلیلی علت بدگویی علیه منتقدان نوشت: با وجود آن که مدت‌هاست منتقدان دولت سیاست سکوت را در دستور کار خود قرار داده‌اند اما رئیس جمهور و اطرافیانش تمایل دارند تا با ایجاد یک جماعت غیرخودی فرضی ناکامی‌های دولت یازدهم را بر گردن آنها بیاندازد. این سیاست که از چند ماه پیش با برچسب‌هایی چون «بدون شناسنامه بودن» و «تازه به دوران رسیده بودن» آغاز شد در واقع بدنبال غبارآلود کردن فضا برای مخفی کردن ادعاهایی است که در طول یک سال و چند ماه از عمر دولت ناکام مانده‌اند. هرچه جلوتر می‌رویم؛ مشخص می‌شود که دولت توانایی تحقق برخی وعده‌های خود را ندارد. در چنین شرایطی انداختن توپ به زمین منتقدان بهترین راه حل برای منحرف کردن ذهن افکار عمومی از عملکرد دولت است. 

فردا می‌افزاید: واقعیت این است که تیم سیاسی روحانی باور داشتند که می‌توانند به سرعت بر سر مسأله هسته‌ای با آمریکا و غرب به توافق برسند اما با جلو رفتن روند مذاکرات کم‌کم ماهیت زیاده‌خواهانه خواسته‌های غربی‌ها برای دولت مشخص شد و با وجود آنکه دولتی‌ها تا نزدیکی خطوط قرمز هسته‌ای نظام عقب‌نشینی کردند اما با این حال باز هم نتوانستند در وین به توافق برسند. 

در ادامه این تحلیل آمده است: روحانی تمام سرمایه دولت خود را بر روی رسیدن به توافق با غرب متمرکز کرد اما شکست این سیاست و منتظر ایستادن برای چراغ سبز دیگر کشورها باعث شد تا وعده‌های اقتصادی روحانی نیز تا حدود زیادی ناکام بماند. حتی کشورهایی مانند عربستان که دوران افول قدرت منطقه‌ای خود را تجربه می‌کنند واکنش خاصی به چراغ سبز روحانی نشان ندادند. شاید بتوان گفت که افزایش تولید نفت عربستان برای راحت‌تر کردن شرایط عدم توافق هسته‌ای برای تیم مذاکره کننده غربی تنها نتیجه سیاست لبخند روحانی به عربستان بود. 

در چنین شرایطی طبیعی است که به دنبال مقصری برای ناکامی‌های دولت باشند و با عصبانیت تمام منتقدان را هدف قرار دهند.
+ نوشته شـــده در سه شنبه 1393/09/25ساعــت8:40 تــوسط انصار |